• این حسی که الان دارم اسمش رو حتی سرخوردگی هم نمیشه
گذاشت؛ خیلی فراتره. اما من پشیمون نیستم. رفتم و رای دادم و حس می کنم این درست
ترین کاری بود که میشه کرد. ما خواستیم حرکت مدنی انجام بدیم، خواستیم از همین
روزنه های کوچیک برای تغییر استفاده کنیم. همین عینیت بخشیدن به خواستمون بود که
امروز باعث بر حق بودنمون و گواه بر حق بودنمونه. اعتراض خاموش و رای خاموش، به
این جا نمی رسید. ما رفتیم و رای دادیم و صدای رای خونده نشده ما شنیده میشه؛ دیر
یا زود شنیده میشه. مطمئنم. این اطمینان در کمال ناخوشی روحی و جسمیه. همراه بهت و
بغض و گریه ست، اما هست...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 20:25  توسط بهاره
|
