• در راستای این
Blog Action Day و اینکه یه روز تو وبلاگ هامون از فقر بنویسیم که بین وبلاگ نویس های ایرانی هم اپیدمی شده، دارم به این فکر می کنم که آیا اساسن وقتی که ما 364 روز سال حداقل به طور متوسط روزی یک بار Power کامپیوترمون رو می زنیم و بالا میایم و بعد از اینکه آپ شده های Google Reader مون لیست میشه تو همون آپ شده ها مینیمال می خونیم، روزانه می خونیم، سیاسی می خونیم، فرهنگی می خونیم، خاله زنکی در مقیاس بزرگ می خونیم، IT می خونیم و هر چی می خونیم جز روزمره ی آدم هایی که دغدغشون فیلترینگ و سرعت پایین اینترنت نیست و بعدترش هم خودمون دست به کیبورد می بریم و راجع به هر چیزی می نویسیم جز کسایی که دغدغشون فیلترینگ و سرعت پایین اینترنت نیست، چه جوری نوشته هامون تو این روز راجع به این موضوع میتونه چیزی فراتر از یه اَدا باشه و یه کوچولو و نه بیش تر واقعی به نظر برسه!؟
به شخصه فکر نمی کنم پست های وبلاگ های ما بتونه کمکی به چیزی به اسم فقر و کسی به اسم فقیر کنه. بهتر نیست Blog Action Day تبدیل به Action Day خالی بشه و به جای پست هایی که به هیچ دردِ فقیر نمی خوره، یه روز در سال از خیر زدن دکمه Power کامپیوترهامون بگذریم و هزینه این روشن نشدن کامپیوترها یه جایی جمع شه و بعد همون بشه مقدمه یا زیر بنای همون کار مثلن اساسی و چه می دونم اصلن هر چی که قرار بوده پست های ما انجام بدن!
به هر حال محض همون اَدای فوق الذکر
اینجا رو می بینیم و به مدت ده ثانیه متاثر می شیم و بعدش میریم سراغ مقاله ای که راجع به بازتاب های حضور گلشیفته تو هالیووده!
• مابین مریض بودن های پیوسته دو - سه ماهه اخیرم، دوستِ برادرم از شمال برام یه لواشکی آورده بود که وحشتناک خوشمزه بود و وحشتناک به تعویق انداختن خوردنش کار من نبود.
و باز در ادامه دکتر رفتن های دو – سه ماهه اخیر ( تو کل عمرم این قدر دکتر نرفته بودم! )، هفته پیش هم وقتی در اوج مشکلات معده و روده و دل و دردِ وحشتناکشون و باقی قضایا پیش جناب دکتر تشریف داشتم، در یک حرکت ناجوانمردانه مامان برگشت به دکتر گفت که این ( یعنی من! ) با این وضعیتش لواشک هم می خوره و آقای دکتر هم چنان سرش رو چرخوند و چنان نگاه عاقل اندر سفیهی به دختر بیست و پنج ساله ای که من باشم و کلی هم ادعای فهم و شعورم میشه انداخت که در همون لحظه تاریخی فهمیدم که این احمق بازی هام هیچ ربطی به کودک درون نداره و بیش تر منتسب به الاغ درونمه!
و بعد از اون لحظه تاریخی و توضیحات دکتر راجع به وخیم بودن و خیلی جدی بودن بدیِ اوضاع دل و اینام، چنان بلایی داره سر من میاد که تو کل زندگیم سابقه نداشته. یه رژیم غذایی وحشتناک، حذف میوه، سبزیجات، انواع و اقسام چاشنی ها و ترشیجات.
• به موازات رو به راه نبودن دلِ بالا در طی هفته ای که گذشت، دل معنویمون هم دست کمی از اون نداشت و نداره و می دونم که نخواهد نداشت و تازه در کمال مظلومیت هیچ دکتری هم نبود و نیست و می دونم که نخواهد بود که براش آزمایش بنویسه و روزی شش تا قرص تجویز کنه و رژیم غذایی سفت و سخت درنظر بگیره. و تازه از همه این ها وحشتناک تر اینکه امروز " یه شاخه نیلوفر "، آلبوم جدید محسن چاووشی به دستش رسید که رسمن نابودترش کرد و می دونم که تا مدت ها دهنش سرویسه باهاش.
- قله ی خوشبختی (حسین صفا)؛
دلبر خودپسند من قله ی خوشبختی کجاست/ ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری/ این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری
- کجاست بگو (حسین صفا)؛
کجاس بگو/ اون که برات می مرده و هر چی که داشتی برده کو/ اون که یه باره اومد و آتیش به زندگیت زد و ازت برید/ اون که دل ساده و تنهاتو به صلابه کشید
- یه شاخه نیلوفر (حسین صفا)؛
چرا برای دلم، دلت نمی سوزه/ تو فکر و ذکر منی ولی ازم دوری/ دلت نخواسته منو، نگو که مجبوری
- تو که نیستی (حسین صفا)؛
بی تو این دنیا که تو چنگ منه/ دیگه چنگی به دلم نمی زنه/ می دونستی پیش تو گیره دلم/ می دونستی بری می میره دلم/ ای دل صاب مرده، باز تو رو خواب برده/ پاشو از خواب و ببین، دنیاتو آب برده/ دارم از این همه گریه آب می شم/ رو سر دنیا دارم خراب می شم
- هفته های تلخ من (محسن چاووشی)؛
بی تو هفته های من، پُر غصه و غمن/ پُر غصه و غمن، بی تو هفته های من/ هفته ها می گذره اما گل من نیومده/ دارم از غصه می پوسم، چقد این روزا بده
- ناز (امیر ارجینی)؛
وقتی که خاطر غمگین تو هنوز/ تو خونه ی منه/ یعنی که بار غم بی تو شبانه روز/ رو شونه ی منه/ غمبار عشقتو رو دوش می کشم/ پا پس نمی کشم/ با این خیال پوچ که چشم های تو/ دیوونه ی منه
- چرا (امیر ارجینی)؛
ندونستی و نمی دونی هنوز/ که دلت یه عمره سخت و سنگیه/ دل من ساکته اما می دونم/ همیشه بی سر و سامونه توئه/ چیزی از درد نمیگه تا مرگ/ دلی که همیشه مدیونه توئه
- دلتنگی (امیر ارجینی)؛
اما با این همه نامهربونی/ کاشکی بفهمی که عزیز جونی/ یار قشنگ دلم، بیا که تنگه دلم/ تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم
- تبریک (امیر ارجینی)؛
این منم از دنیا مونده و وامونده/ این منم که هر چی داشت پای تو سوزونده
ولی به هر حال فارغ از خودم که این آلبوم برای دیوونه تر کردنم نقش بلای آسمونی رو ایفا می کنه، فکر می کنم نباید فرصت و لذت شنیدن آهنگ ها و در کنارش صدا و لحن کمی تا قسمتی خاص و همیشه سوزناک و همیشه زخمی چاووشی رو از دست داد.