• یکشنبه، دوم دی ماه سال 86، تو سالن میلاد نمایشگاه بین المللی گردهم جمع شدیم ( یعنی پشت سر هم نشستیم ) تا ما یعنی خواننده های چلچراغ و اون ها یعنی نویسنده های چلچراغ و … ( … یعنی هانیه توسلی، محسن نامجو، فاطمه معتمد آریا، گلشیفته فراهانی، دیگه حالا لازم نیست همشون رو نام ببرم که! همون … که اولش نوشتم خوب بودا! بیخودی پرانتز باز کردم اصلا! ) و سید محمد خاتمی که سرجمع میشدیم 2000 نفر شب یلدا رو با دو روز تاخیر جشن بگیریم.
1. روی کارت دعوتمون نوشته شده بود " شما را به جشن چله چلچراغ دعوت می کنیم با حضور: انار، آجیل، هندوانه، حافظ، مولوی، اهدای نشان به منتخبین چلچراغی و … سید محمد خاتمی. از اینکه با ما هستید، خوشحالید! " خاتمیش که خیلی خوب بود، از اینکه با اون ها بودیم هم خوب دروغ چرا! خوب و خوشحال کننده بود. به انار و آجیل و هندوانه هم می رسیم حالا!
2. ساعت حدودای سه بعدازظهر درهای سالن میلاد باز شد تا ما از اینکه با اون ها خواهیم بود خوشحال باشیم! که خوب منم تاکید کردم و گفتم بودیم دیگه! هنوز وارد سالن نشده بودیم که یه دختری که پیش من ایستاده بود برگشت به دوستش گفت قلبم داره از دهنم میاد بیرون! این چلچراغی ها یه چیزی می دونستند که خودشون تاکید کرده بودند که ما می دونیم که از اینکه با مایید خوشحالید! ولی باید زیرشم قید می کردند لطفا مراقب سلامتی خودتون هم باشین و اگه هیجان، زیاد براتون خوب نیست لطفا گزارش مراسم رو تو مجله بخونین!
3. مطابق معمول اکثر همایش های اینجوری، اوایل مراسم بیش ترین چیزی که چلچراغی ها بابتش نگران بودند،حرص می خورند و سعی می کردند به محترمانه ترین وجه به ما تذکرش رو بدند رعایت حجاب بود! البته یه جا یه تهدید کمی تا قسمتی خشن هم کردند تا ما به خودمون بیایم و اون هم اینکه علیرغم میل باطنیشون اگه ما به حرفشون گوش ندیم ممکنه مجبور بشن ما را به یه جایی هدایت کنند! نه بابا! گشت ارشاد نبودن که دیگه! منظور از اون یه جا بیرون بود!
4. عادل فردوسی پور وارد می شود! یه عالمه دست و سوت و کف!
5.مجری برنامه کسی نیست جز امیر مهدی ژوله که این دو تا دختری که بغل دست من نشسته بودند خیلی غش و ضعف می کردن واسش!
5. ژوله خودش رو معرفی کرد و بعد از تحویل گرفته شدن زیاد از طرف جمعیت، خوشش اومد و گفت این دست برای منه؟! با شدت گرفتن همون تحویل گرفته شدن فوق الذکر بعد از ادای این جمله، یکی از آیتم های برنامه تبدیل شد به اینکه ژوله خودش رو معرفی می کرد و جمعیت خودشون رو هلاک!
6. از اون جایی که ژوله مجری بود، یه گوشی تو گوشش بود که خوب کارکردهای زیادی می تونست داشته باشه، کارکردهایی که همه می دونیم و توضیحش اصلا لازم نیست! اما ژوله خواست به ما ثابت کنه که با ما اینجوریه ( اینجوریه یعنی اینکه که کف دستتون رو باز کنید! آره همون جوری منظورمه! ) و گفت ببینید این گوشی فقط و فقط نماد کنترل و سانسور منه و بس! ولی من اصلا نمی خوام بهش توجهی کنم! که همین موقع یکی که هویتش بر ما فاش نشد! تو گوشش گفت بیخود می کنی! و اونم برای اثبات ادعاش همین بیخود می کنی رو گذاشت کف دست ما تا ما بدانیم و آگاه باشیم!
7. مجددا تاکید بر حجاب! ای بابا! اون روسری جاش اون عقب نیست! یکم که نه، خیلی بیش تر از یکم باید بیاد جلوتر!
8. ابتدای مراسم برزو ارجمند یه ترانه ای اجرا کرد که ژوله اینطور از برزو و ترانه اش و خانوادش بهره برداری سیاسی – طنز کرد؛ گفت خانواده ارجمند ارجمندها تو همه زمینه های هنری وارد شدند جز گویندگی اخبار و دلیلش هم این میتونه باشه که اهل دروغ گفتن نیستند!
9. پنج سال و شش ماه و بیست روزه که چلچراغ می خونیم! این یه یادآوری بود!
10. ژوله وقتی خواست امیر صدری، دبیر جشن رو به روی سن دعوت کنه همه سمت های ایشون رو نام برد و بعدش گفت فقط یه نفر هست که به اندازه ایشون سمت داره. ما خواننده های فهیم و باهوش چلچراغ کلی برای ژوله دست زدیم و اونم کلی ذوق کرد که به ما الهام شد که اون کس کیه و دیگه نیازی به ذکر اسمش نیست!
11. نوجوانان والیبالیستمون رو کلی تشویق کردیم و همراه مجری خوب جشن، دعا کردیم که مسئولین ورزش کشور کاری به کارشون نداشته باشن و بذارن بدون حمایت و پشتیبانی اون ها پله های ترقی رو بعد از این هم طی کنند!
12. علی میرمیرانی و هانیه توسلی میان روی سن و از شاعری ناآشنا صحبت می کنند که درآینده ای خیلی دور! مشهور خواهد شد و سال ها باید بگذرد تا مردم اشعار نغز ایشان را درک کنند! شبیه علامت سوال شدیم که آخه این چه شاعریه که ما نمی شناسیمش و این ها دارن پیش بینی می کنند که بعدها مشهور خواهد شد! بعد از این معرفی گنگ یه کلیپ پخش میشه و ما با این شاعر عزیز آشنا می شیم! ایشون کسی نیستند جز عادل فردوسی پور! و اون شعرها هم چیزی نیستند جز چه می کنه این رونالدینو یا عجب گلی رو نمی زنه این دل پیرو!
13. حال و روزت گریه داره بی خیال/ اگه روزت شب تاره بی خیال/ اگه شبنم زهر ماره بی خیال. این رو بارها و بارها در طی مراسم می شنویم.
14. سردبیر TOFEL و IELTS گرفته چلچراغ، بزرگهمر شرف الدین یا به قول ژوله ایرانی مقیم وطن وقتی فارسی صحبت می کنه آدم حس می کنه یه نفر داره زبون دومش ( فارسی ) رو به خوبی زبون اولش ( انگلیسی ) صحبت می کنه ولی خوب بازم مشخصه که گوینده داره به زبون دومش تکلم می کنه!
15. فرزاد حسنی و بهاره رهنما میان رو سن با چاشنیه شوخی و خنده و اینا.
16. امیرژوله حس می کنه محبت خونش اومده پایین! برای نمی دونم چندمین بار خودش رو معرفی می کنه و یه عالمه محبت وارد خونش میشه!
17. نسل نیمه عاشق، نیمه فریاد، آشیانه رفته بر باد. اینو تو جشن بارها شنیدیم.
18. بهزاد فراهانی میاد روی سن تا از گلشیفته تقدیر کنه. ژوله میگه خانم فراهانی هر مراسمی که برگزار میشه سه بخش ثابت داره؛ تلاوت قرآن، سرود ای ایران، تقدیر از گلشیفته فراهانی!
19. بهزاد فراهانی از مجری طناز و باهوش مراسم خوشش اومده. " طنز این جوون خیلی قویه " در راستای این خوش اومدن بود.
20. از بس که عادت کردیم ابطحی رو با خاتمی ببینیم، وقتی محمدعلی ابطحی وارد میشه ژوله میگه آقای ابطحی اصل جنس کی می رسه؟
21. پرویز پرستویی جونم رفته بود مسافرت و نتونسته بود تو جشن حضور پیدا کنه، نشانش به دخترش تقدیم میشه.
22. مراسم یه جایی احتیاج به تعلیق داره! امیرژوله اینطور به دستور کش دادن مراسم جامه عمل می پوشونه. چطور؟ خوب معلومه دیگه! با معرفی خودش! من نگرانم نکنه محبت خونش تا انتهای مراسم اور دوز کنه و بی مجری بشیم!
23. حسین زمان چند تا قطعه برامون با همراهی دکتر چراغعلی اجرا می کنه که آخرش به دلخوری می رسه چون رو یه برگه براش می نویسن که آقای زمان، لطفا کوتاه!
24. هورا! خاتمی اومد! یه عالمه کف و سوت و ابراز احساسات و اینا! حتی بیش تر از ژوله! کلی محبت به خون خاتمی تزریق کردیم! نوش جونش! گوارای وجودش!
25. یکی از معدود کسایی که با خاتمی روبوسی می کنه پیمان قاسم خانی بود. خواستم بگم کاش خاتمی، زن بود تا منم باهاش روبوسی می کردم که دیدم اگه زن بود که خاتمی نمیشد! خواستم بگم کاش خاتمی مرد بود ولی میشد منم باهاش روبوسی کنم که خوب دیدیم اینم نمیشه! پس هیچی! هیچی نمیگم! حالا درسته که گفتم ولی نگفته فرض شه! اصلا جان کلام اینکه من خاتمی رو دوست دارم. دیگه حداقل گفتن این که موردی نداره!
26. بهاره رهنما و دخترش هم اومدند پیش خاتمی و حال و احوالپرسی اختصاصی انجام شد! زن و شوهر خوب بهم میان! خوب!
27. ژوله کلی ابراز احساسات می کنه برای خاتمی! " الهی قربونتون برم " هایی که میگه هم ما و هم خاتمی رو به خنده میندازه. به جا هم میگه چون من نسبت به آقای خاتمی ضعف دارم گفتن موقع برنامه اجرا کردن ایشون رو نگاه نکنم!
28. درسته که ژوله کلی خاتمی رو محبت مال می کنه اما دلیل نمیشه که لزوما در حالت آشتی باشه! همه این محیت مال کردن ها در وضعیتیه که تازه با آقای خاتمی قهره! دو ماه پیش براشون نامه نوشته که خوب این آقای خاتمی بی وفا هیچ جوابی بهش نداده هنوز! ژوله میگه اگه این نامه رو به هر کس دیگه ای داده بودم تازه وام هم بهم داده بودند!
29." اولین سالگرد خلاقیت هنری " مهران مدیری مورد تقدیر و تشویق شدید ما قرار می گیره! این اولین سالگرد خلاقیت هنری یه چیزیه که اگه مبدا زمانی رو بگیریم زمان ساخت سریال برره، حاصل میشه که خوب حالا ایناش زیاد مهم نیست! مهم اینه که ما و ژوله مهران مدیری رو دوست داریم! زیاد در قید و بند بازی با کلمه ها نباشیم! خود مهران مدیری هم میگه که من 27 ساله که دارم کار هنری انجام میدم و این اولین سالگرد خلاقیت هنری منه! خوب دیگه، اینجوریاست آقای مدیری! آقای ژوله که تو 26 سال گذشته، با شما کار نکردند که!
30. فاطمه معتمد آریا میگه این اولین باریه که پدر و مادرم همراه من در مراسمی حضور پیدا کردند و دلیل این حضور هم که خوب مشخصه دیگه! مردی با عبای شکلاتی!
31. خاتمی عزیز برامون فال حافظ می گیرند، بعد که کتاب رو می بندد فاطمه معتمد آریا بهشون می گه که شاهدش رو نمی خونین؟ آقای خاتمی میگه کتاب رو که بستم، اما دوباره باز می کنم و شاهد یه فال دیگه رو می خونم براتون. جالب اینکه دوباره همون صفحه ای میاد که بدون خوندن شاهدش، بسته شده بود!
32. چی؟ انار و هندوانه و آجیل؟ اگه انار و هندوانه و آجیلی در کار بود بالاخره مابین این 30 تا آیتم قرار داده میشد دیگه! ساعت هفت و نیم شده! پاشو برو خونتون! مدیریت سالن اجازه پذیرایی یا امکان پذیرایی یا یه چیزی تو این مایه ها رو فراهم نکردند!
درسته که آدم اگه چهار ساعت و نیم یه جا بشینه گرسنش نمیشه ولی همچین بدش هم نمیاد که حداقل یه گلویی تازه کنه! به قول ابراهیم رهای همیشه غایب، قبول نداری؟ به جهنم!
اما چلچراغی ها راست گفتند. از اینکه با اون ها بودیم خوشحال بودیم حتی بدون انار و هندوانه و آجیل!