این پست به شدت شخصیه و جز خودم هیچ خواننده ای حتی یک کلمه از اون رو هم متوجه نخواهد شد. البته می دونم که وبلاگم همچین خواننده ای هم نداره، اما بهرحال همین جوری گفتم که گفته باشم و اگه احیانا یکی پیدا شد که خوند و هیچی نفهمید با این توضیح روشن شه که اصولا این پست برای فهمیده شدن توسط مخاطب نوشته نشده!
یک صحبت طولانی که از قبل می دونی قراره پر از حرف های مزخرف و الکی و سرکاری و پوچ و خلاصه هر چی صفت که تو این مایه هاست باشه، یهو میشه یه منشور با کلی بند تو پاییز بیست و چهارمین سال زندگیت!
ای همه چرت و پرت هایی که گفتم و شنیدم ممنونم! ناخواسته وسیله خوبی شدین تا مابین گفتن و شنیدن شما اصل و فرع های خوب و سازنده ای تو ذهنم شکل بگیره.
و اما نتایج همون مابین های بالا!
1. تقریبا چهارچوب کلی پیش بینی هام درست بود، با یکم اختلاف تو جزئیات.
2. ذهن خون به شدت ماهری هستم.
3. عکس العمل هام تو جایی که جاش باشه معقول و منطقیه.
4. باری به هر جهت! این هیچ وقت در موردم صدق نکرده چه به عنوان فاعل و چه مفعول و به شدت بابتش حالم خوبه.
5. تو مثل بقیه بودن های احمقانه و اپیدمی شده و متاسفانه پذیرفته شده به فرقی که حتی ممکنه درک هم نشه دلخوش ترم.
6. اتفاق معمولی ای که باعث جهش خیلی بزرگ رو به جلو بشه متعالی تر از اتفاق خیلی بزرگیه که باعث جهش بزرگ رو به عقب بشه.
7. تحملم خوبه، بیش تر از حد انتظاری که روش کار کردم و ازش انتظار داشتم.
8. گوش به شدت خوبی هستم، زبون بودن اصلا برام مهم نیست و نیاز آن چنانی هم بهش ندارم. گاهی با گوش بیش تر میشه حرف زد تا زبون!
9. همه ندامتم بابت یه بزرگترین احمقانه بی کم و کاست سر جاشه، اما اگه اصل رو بر صداقت شنیده ها بذاریم یه جمله حس انسانی خوبی نسبت به خودم در من ایجاد کرد.
10. اگه یه سری چیزها در وجود آدمی باشه و یه کسی که اون چیزها براش ارزش محسوب میشه تحسینت کنه خوبه، اما اگه کسی که اون چیزها براش ارزش محسوب نمیشه هم بابت اون ها تحسینت کنه خوب تره. فرقش اینه که اولی مختصات ذهنش همین هاست و ازش همچین انتظاری هم میره، ولی دومی دنیای ذهنیش این ها نیست و در کمال ناباوری می بینی که داره برخلاف فضای ذهنیش به چیزی که اعتقادی نداره احترام میذاره.
11. لذت 10 تا به دست آوردن ولی با صداقت، برام ارزشمندتره از 100 تا به دست آوردن ولی بدون این صفت قشنگ. سود و زیان که همیشه متر و معیارش بزرگی و کوچیکی اعداد نیست. یه جاهایی علامت بزرگتر و کوچکتری که باید گذاشت تابع قوانین ریاضی نیست.
12. آرامش ذهنیم ارزشمندترین چیزیه که تو روزهای تکراری و بی حوصلم دارم. عجیب برام ارزشمنده.
13. بیقراری بابت زدن حرف و نداشتن سعه صدر برای شنیدن نظرغیر میتونه بیش تر دلالت بر یقین نسبت به عقیده ای باشه یا اصرار نداشتن برای گفتن نظر و داشتن نهایت صبوری برای شنیدن نظر غیر؟
14. اگه بخواهیم یه تفکری رو اثبات کنیم معنیش اینه که خودمون هم باورش نداریم و دنبال کسی هستیم که اون رو بپذیره تا خودمون نسبت بهش کمتر شک کنیم!
15. عکس العمل غیر منطقی ساده ترین راه حله. راه حل های ساده رو دوست ندارم چون من رو گول میزنن و نمیتونه از من یه آدم بزرگ بسازه.
15. خوشحالم که نگاه بزرگ و احترام آمیزم حتی به چیزهای الکی و واسه خنده هم تعالی میده و عمق سطح رو بیش تر میکنه. این ماییم که با نوع نگاه و برخورد می تونیم حتی تو وسط آشفته بازار مسخره بازی های مد روز یه هاله محترم دور خودمون و هر کسی که ثانیه ها و یا دقایقی رو تو دایره ما میگذرونه بکشیم.
16. چقدر خوبه که تجربیاتم رو برای مرور و مرور کردن نگه نداشتم، تبدیل به تئوری های زندگیم شدن.
17. دو بار تو زندگی تو اوج امواج و اتفاقات منفی یهو یه صعود خوب انجام دادم و همون دو بار کافیه تا فرق دو تا چیز مهم رو بفهمم! بزرگ کردن با بزرگ بودن!
بزرگ کردن با بزرگ بودن یه آدم یا اتفاق اینقدر فرق داره که اگه نتونیم به موقع تشخیصشون بدیم تو اوج امواج و اتفاقات منفی یهو اونقدر بد سقوط می کنیم که باید یه عالمه بیهوده بگردیم و بچرخیم تا شاید ( تازه شاید! ) برسیم به سر جای اولمون یا نزدیکی های سر جای اولمون.
18. چیزهایی که می خواستم بشه و نشد سهم کوچیک من از زندگی بود، خوشحالم که خدا اون ها رو ازم گرفت تا غیرمستقیم بهم بگه لیاقتم داشتن بزرگ ترین هاست. یه موقع هایی فکر می کردم سقف قد کشیدنم ازم گرفته شده و دیگه قد نمی کشم، اما بهم فهموند که این خودمم که قدم رو کوتاه یا بلند می کنم با همه ثانیه هایی که از بین می برم یا بهشون جون میدم.
19. یه اتفاق که از هر زاویه ای بهش نگاه بشه برای یه سری آدم دیگه سرشار از غم و درد و ناراحتی بود برای من تبدیل شد به یه موج مثبت که تونست وسط دریای زندگی از غرق شدن نجاتم بده و باعث شد که به موقع ترین تصمیم زندگیم رو تو نهایت تلخی بگیرم.
20. مطمئنم خدا منو دوست داره.