تو ایام دانشگاه یه دوستی داشتم که خیلی با هم دوست بودیم. یه دوره ای که به شدت لحظه هامون با هم گره خورده بود. اما آخرهای دوران دانشگاه سر یکی از بالا و پایین های معمولی که تو هر دوستی ممکنه پیش بیاد، نمی دونم چرا یهو لجبازی و غرورمون به اوج رسید و یه دوستی عمیق 4 ساله رو به یه سلام و علیک معمولی و بعد از تموم شدن دانشگاه هم که تقریبا میشه گفت به صفر رسوندیم!
هفته پیش، بعد از حدود یکسال، دوستم بهم اس ام اس زد.
گفت که عروسیشه و بخاطر چهار سالی که با هم دوست بودیم خوشحال میشه اگه که من هم تو عروسیش شرکت کنم.
منم اس ام اس زدم و تبریک گفتم و گفتم که چشم، حتما میام.
و امشب اون عروس شد.
به همدیگه لبخند زدیم، همدیگه رو بوسیدیم، تو چشم های همدیگه نگاه کردیم و رقصیدیم.
دوست من!
امشب برای تو مهم ترین شب زندگیت بوده و طبیعیه که یه عالمه موضوع داشتی برای فکر کردن. ولی من زیاد ذهنم شلوغ نبود و یاد خاطراتمون افتادم. یه کوچولو دچار نوستالژیک شدم.
من و تو هر وقت بخوایم یاد دانشگاه بیفتیم قطعا اون یکی هم یه گوشه حضور داره. من و تو خیلی با هم بودیم، من و تو یه مدت خیلی باهم دوست بودیم! یادته؟!
میدونم که میدونی الان می تونم یه عالمه جمله ردیف کنم و اولش یه یادته بذارم!
یادته نشستن هامون روی پله های جلوی کتابخونه!
یادته اسم کشفمون رو گذاشتیم بهمن!
یادته یه مدت واسه چی روی پله های جلوی کلاس های بچه های هنر می نشستیم!
یادته یه بعدازظهر داغ به یک دلیل خنده دار از ونک تا پارک ملت رو پیاده رفتیم!
یادته دو تا پاساژ گنده تهران رو گز کردیم فقط به خاطر یه عروسک موبایل!
یادته اون کاست ابی رو!
یادته پاساژ گلستان و نوشابه رو!
یادته شب هایی که با هم به صبح می رسوندیم و از همه چی می گفتیم!
یادته عین دختربچه های دبستانی دست هم رو می گرفتیم و یه مسیری بعد از دانشگاه رو پیاده می رفتیم و خوراکی می خوردیم!
یادته آلبالو خشک خوردن هامون رو!
یادته قبل اینکه شب بریم خونه، میرفتیم شهروند و یه سبد می گرفتیم و کل فروشگاه رو زیر و رو میکردیم ولی فقط یه مایع ماکارونی می خریدیم با یه چیپس!
یادته چقدر به لپ های فلان استاد و چشم های بهمان استاد گیر دادیم!
یادته برنامه ریزی های دقیقمون که توسط برادرت به اشاره ای نقش بر آب میشد!
یادته اون دستشویی رفتن از قبل برنامه ریزی شده تو!
یادته ساخت ای دی مسنجرت!
یادته اون روز برفی و رفتنمون به پارکینگ دانشگاه!
یادته اسم سگ اون پیرمردرو!
یادته..........!
دوست من!
آرزو می کنم تو و شوهرت از امشب تا همیشه، لحظه ها رو در نهایت دوست داشتن با هم و در کنار هم سپری کنید.
دوست من! خوشبخت بشی!
