دوستم بهم زنگ زد و گفت که وبلاگش رو آپ دیت کرده و یه مطلب راجع به صدام نوشته ، ازم خواست که اون مطلب رو بخونم و نظرم رو بگم.
اون به مرگ صدام با دیده تردید نگاه میکنه و میگه احتمال اینکه صدام رو اعدام نکرده باشند زیاده.
چند تا دلیل عمده هم برای حرفش داره: اول اینکه چون صدام منبع اطلاعاتی غرب تو خاورمیانه بوده پس می تونسته از این حربه به طرق مختلف برای جلوگیری از کشته شدنش استفاده کنه. یکی اینکه برگزاری چنین دادگاهی ریسک بزرگی برای غربیها بوده و صدام می تونسته بعد از تائید حکم اعدامش اسرار زیادی رو که ممکنه بعضی هاش خوشایند غربیها نباشه فاش کنه ، یا اینکه تهدید کنه در صورت خطر آسیب جانی در آینده این اسناد رو در اختیار رسانه ها قرار میده . مسئله بعدی که اون بهش اشاره می کنه اینه که آدم دیکتاتوری مثل صدام در بدترین شرایط ممکن بازهم اون قدر قدرت و حامی داره که بتونه بعد از فرار یا به یه کشوری بره که ازش حمایت کنند یا در شرایط بهتری قبل از دستگیریش باشه ، نه اینکه تو یه سوراخ موش در حوالی شهر خودش مخفی شه. دو مورد بعدی هم که بهش اشاره کرده یکی نحوه اعدام صدام بوده که سوالاتی رو ایجاد کرده و زیر سوال بردن درست بودن آزمایش DNA صدام بوده.
من می خوام یه کم سینمائی به اعدام صدام نگاه کنم و با استفاده از قوه تخیلم این سناریو رو بنویسم.
1. بعد از اعلام عمومی حکم اعدام ، به صدام میگن تو یه دیکتاتوری که زمان خودت کلی فدایی داشتی . پس ما یه کاری می کنیم که درست روزی که می خوای بمیری یه سری از طرفدارات طی یک عملیات رهایی سازی ، تو رو از چنگ ما آزاد می کنند و باز تو گم میشی چون مشی ترور و دیکتاتوری هنوز پابرجاست . صدام حرفشون رو باور می کنه و حتی تا ثانیه های قبل از اعدام هم منتظر می مونه اما دیر می فهمه که گول خورده و در نتیجه صدام اعدام میشه.
2. قبل از برگزاری جلسات دادگاه ، به صدام میگن حواست به حرفات باشه و همه چیزایی رو که می دونی نگو چون واسه ما آبروریزی میشه ، از اون طرف هم ما هواتو داریم ونمی گذاریم اتفاقی برات بیفته و بعد از صدور حکم اعدام یکی از بدل هات رو به پای چوبه دار می فرستیم و تو هم تا آخر عمر مثل یه انسان ناشناس به زندگیت ادامه بده. صدام هم میگه باشه خیالتون راحت ، حواسم هست چی کار میکنم. بعد یه چند جلسه صدام رو می برن دادگاه و یه کم وقت ملت رو می گیرن و در نهایتم که براش حکم اعدام صادر می کنن ولی صدام تو دلش به 6 میلیارد نفر آدم می خنده که رفتند سر کار. چون فکر می کنه همه اینا یه شوخیه . اما شوخی شوخی جدی میشه و صدام یه روز صبح میخواد از خواب پا شه ولی این کار رو نمی کنه یعنی نمیتونه که بکنه . نه بخاطر اینکه خوابش میاد و دلش میخواد که یه کم بیش تر بخوابه . نه بابا! آخه بیچاره ، رو دست خورده بوده و یه کم مرده بوده و یه کم اعدام شده بوده ! و بعدشم به یکی از بدل های صدام یه عالمه پول میدن و میگن ما الکی طناب دار رو می اندازیم گردن تو که ملت فکر کنن صدام رو اعدام کردیم و اونم قبول می کنه و به خاطر بازی کردن یه نقش چند دقیقه ای کلی پول میگیره اما زنده نمی مونه که اون پول ها رو خرج کنه چون باید صدام یه جنازه داشته باشه .
3. صدام خر که نیست ، بالاخره خودش یه عمر تو سیاست بوده و به زیر و بم هاش آشناست . در نتیجه به آدم های پشت پرده سیاست میگه که هوی! حواستون باشه که چی کار می کنین ها! اگه دست از پا خطا کنین و یه مو از سر من کم شه یه سری اطلاعات که حیثیتتون رو تو دنیا بر باد میده و باعث از بین رفتن وجهه خوشگلتون میشه رو، دوستای من در اختیار رسانه ها قرار میدن . اون آدمای پشت پرده سیاست هم میگن : نگو بابا! ترسیدیم! بعدش در حالی که صدام چشم هاش به دهن مبارک اونهاست ، دهن باز می کنن و میگن کدوم آبرو ؟ کدوم حیثیت ؟ و در نتیجه صدام اعدام میشه.
4. بعد از اعلام عمومی حکم اعدام ، به صدام میگن خیالت تخت! ما که تو رو نمی کشیم . یه بنده خدای بخت برگشته ای که شبیه تو هستش رو میاریم میذاریم به جات و طناب دار رو میندازیم به گردنش. بعد یه حراحی پلاستیک خوشگل هم روی تو انجام میدیم و بعد برات یه بلیط هواپیما میگیریم که بقیه عمرت رو تو سواحل هاوایی خوش باشی . صدام کلی حال میکنه و بعدش حاضر میشه که بره زیر تیغ جراحان پلاستیک . اما یه مشکل کوچولو پیش میاد . یه دکتر خنگی که از یه دانشگاه درپیت دکترای بیهوشی گرفته این صدام بدبخت رو زیادی بیهوش می کنه و در نتیجه صدام اعدام میشه.
5. بعد از اعلام عمومی حکم اعدام ، صدام میگه من می خوام بطور خصوصی با بزرگترتون صحبت کنم. بزرگتر اونا فردای روز دادگاه میره ملاقات صدام . صدام هم میگه احمق های یی شعور می خواین منو اعدام کنین ؟ آبروتون رو تو دنیا می برم . یادتون رفته قبلا ما باهم چه کارایی که کردیم و شما کلی تکیه گاه من بودین تو کارهای دیکتاتو مابانم! حالا واسه من حکم اعدام میدین؟ بعد بزرگتر اونا یه نگاه عاقل اندر سفیه میندازه به صدام و با پوزخند میگه اولا که بی شعور خودتی ، ثانیا هم که نکنه فکر کردی ما هم مثل خودت دچار توهم شدیم که تو آدم بزرگی هستی و خیلی چیزا داری برای گفتن . اطلاعاتی رو که تو داری حتی اندازه این ارزش نداره که بری سر کوچه و باهاش 2 تا نون بخری بدبخت! صدام بعد از شنیدن این حرفا کلی دپرس میشه و سعی میکنه که به توهمات خودش ادامه بده و بخواد مثل یه انسان بزرگ بمیره و تا لحظه اخر هم نهایت سعی خودش رو میکنه که با غرور اعدام شه، تا حدودی هم موفق میشه ولی در لحظات آخر و وقتی می بینه همه چیز جدیه بی خیال ﮊست و این حرفا میشه و میگه: التماس می کنم ، این کار رو نکنید. اما کسی به حرفش گوش نمیده و در نتیجه صدام اعدام میشه.
6. قبل از تصمیم قاضی دادگاه صدام ، هنوز هم نیروهای امریکایی تو عراقند و کمی تا قسمتی زد و خورد و درگیری و بمب گذاری و .... تو عراق هستش. بعد یه سری آدم کله گنده تصمیم می گیرن که یه راهکار از خودشون نشون بدن . زیاد فکر نمی کنن چون فوقش اگه این راهکار هم جواب نداد یه راهکار دیگه پیاده می کنن . خلاصه بعد از یه کوچولو فکر کردن ، میگن که قاضی دادگاه صدام باید حکم اعدام صدام رو صادر کنه شاید با این کار یکم اوضاع عراق بهتر شه و در نتیجه صدام اعدام میشه .
7. تاریخ همیشه باید درس های عبرت آمیزی در دل خودش داشته باشه پس روند شکل گیری اتفاقات اینجوری میشه که صدامی که یه زمانی مردم حتی از اسمش هم می ترسیدند در آخرین روز سال 2006 میلادی اعدام میشه تا نسل های آینده یه داستان جالب و عبرت آموز داشته باشند و بدونند که دنیا مزرعه آخرت است و ظلم پابرجا نمی ماند و در نتیجه صدام اعدام میشه.
8. بعضی وقتا بعضی اتفاقات فقط و فقط به خاطر آه یه آدم فوق العاده معمولیه تو دور افتاده ترین نقطه این دنیا . جایی که شاید تو هیچ نقشه ای نشونی ازش نباشه . شاید دنیا با همه یزرگیش و سیاست با همه کثیف بودنش ، هیچ کدوم باعث اعدام صدام نشدند . شاید فقط و فقط آه اون آدم بوده که عرش خدا رو به لرزه در آورده و سوز دلش بوده که خدا خواسته چند سال بعد صدام اعدام شه و در نتیجه صدام اعدام میشه.
نمی دونم چرا؟ ولی مطمئنم که اگه این داستان های کوچیک رو همین طور ادامه بدم تا به عدد 100 برسه یا حتی چه بسا بیشتر:200 ، 300 ، .................باز هم همشون ختم به این جمله میشه: و صدام اعدام میشه.
آفای صدام خیلی بدبختی که حتی تو داستان هم نمیشه پایانی جز اعدام واست در نظر گرفت.
تو خیلی وقته که مردی!